السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
467
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
در قرآن كريم ، در آيات متعدد ، خداوند به « عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ » توصيف شده است ؛ 1 چنان كه در برخى آيات ديگر ، علم غيب ، به خداوند اختصاص يافته است . 2 از سوى ديگر ، مفاد روايات متعدد ، برخوردارى پيامبران الهى و جانشينان آنان ، بويژه رسول خاتم صلّى اللَّه عليه و آله و اهل بيت آن حضرت عليهم السّلام از علم غيب است . مضمون حديثى از امام صادق عليه السّلام چنين است : « خداوند علم گذشته و حال و آينده تا روز قيامت را به اهل بيت عليهم السّلام داده است » . 3 شاهد آن اين آيه شريفه است : « عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ ؛ 4 او عالم به غيب است ؛ پس هيچ كس را بر غيب خود آگاه نمىكند ، مگر پيامبرى كه او بپسندد » . خداوند دراين آيه شريفه به صراحت از اعطاى علم غيب به پسنديده و برگزيدهء خود سخن مىگويد . البته منشأ علم غيب خدا و حجتهاى او متفاوت است . منشأ علم غيب خدا ، پديد آمدن هستى از مشيّت او و آفريننده بودن او است و او اين خصيصه را از كسى نگرفته است ؛ در حالى كه منشأ علم غيب حجتهاى او ، افاضه و اعطاى خداى تعالى است ؛ از اين رو ، ائمه عليهم السّلام - بر پايه رواياتى - علم غيب را از خود نفى كردهاند ؛ كه ممكن است مراد از غيب در اين گونه روايات ، ذات الهى باشد كه دست نايافتنى است و امكان علم به آن براى احدى ميّسر نيست . احتمال مىرود مراد علم ذاتى به غيب از نوع علم خدا باشد . در رواياتى به اين احتمال اشاره شده است ، با اين مضمون كه معصومان عليهم السّلام پس از نفى علم غيب از خود ، فرمودهاند : آنچه ما مىدانيم از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به ارث بردهايم و يا از كتاب خدا فهميدهايم . 5 بنابر اين ، علم غيب براى حجتهاى الهى ثابت است ؛ چنان كه در عمل نيز تحقق يافته است و آنان از بسيارى از رخدادهاى گذشته و آينده خبر دادهاند . البته علم غيب با استفاده از علومى همچون كهانت ، جفر ، رمل و نجوم مورد پذيرش شرع مقدس نيست و